شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم  
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم


دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا  
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم


منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم  
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم


دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر  
بر سر آتش جور تو کبابش کردم


زندگی کردن من مردن تدریجی بود  
آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم

فرخی

 

/ 2 نظر / 30 بازدید
الاله چت

اینجا چه خبره الاله چته جایزه داره چه محیطی داره صمیمیه ایرانیه بهترین و صمیمی ترین چت رووم ایرانی قدرتـــــــــــ امنیتـــــــــــــــ... الاله چت بدو بیا ♥ http://alalehchat.ir/?Chat#

علی

سلام وب زیبایی دارین خوشحال میشم به منم سر بزنین [گل] asheghethastam.persianblog.ir علی